رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

[quote='roze77']با اینکه این کتاب جزو 100 کتاب برتر نوجوان بود بنظرخودم که یک نوجونم کتاب خوبی نبود مطالبش مناسب یک نوجون نبود واصلا جنبه طنز هم نداشت[/quote] این داستان اصلا قرار نیست و نبوده طنز باشه . وبیشتر حسه های درونی و چالش های یک نوجون در سن بلوغ و خواسته ها و رفتارهایی که از خودش بروز میده و به بهترین روش نشون میده . و اکثر خواننده ها مثل یک زائر همراه هولدن تمام کوچه پس کوچه هارو با حسهای مشترک پشت سر گذاشتن .
جالبه که ترجمه مینو مشیری خیلی خوبه و بهتر از ترجمه استاد عالی قدر مهدی غبرایی و صد البته اسدالله امرایی ست .
[quote='salimeh_rahimy']کدوم ترجمه بهتره؟ [/quote] همین ترجمه خیلی خوبه، احمد کریمی
من توصیه میکنم فاوست و به ترجمه اسدالاه مبشری بخونین.اگربا اثار گوته اشنایی داشته باشید متوجه میشید که مبشری خیلی بهتر حس وحاله نوشتهای گوته را تداعی میکنه. ای فلسفه و ای حقوق ای فلسفه، افسوسا! و ای علم حقوق و ای دانش پزشکی و نیز ای الهیات مبهم و تاریک، من با پشتکار و شکیبایی و با دقت فراوان به استقصای شما توفیق یافته ام، اما اکنون، اکنون من، ناخردمندی زبون، با معرفتی همانند معرفت روزگار گذشته. آری، من خویشتن را فرزانه می نامم و ده سال است پیروان خود را به دلخواه هر سو می کشم و هر چند که از همة مردم، از دانشمندان پلید و از مجتهدان و نویسندگان و رهبانان جهان، به رازهای طبیعت بیشتر واقف ام، اما آشکارا می بینم که هیچ رازی از رازهای جهان را نمی توانم گشود. فاوست?/ یوهان ولفانگ گوته، ترجمه اسدالله مبشری، 1360.صفحه 86 افسوس! فلسفه، حقوق، طب، وتو نیز الهیات ملال آور ،شما را من، با شور و شکیبایی، به حد اکمل آموخته ام: و اکنون من ام این جا، دیوانة بینوا، که از خرد و فرزانگی همان قدر برخوردارم که پیشتر بوده ام. درست است که عنوان دکتر و استاد دارم و ده سال است که شاگردانم را، این جا و آن جا به دلخواه خود می برم. خوب می بینم که ما قادر به شناخت هیچ چیز نیستیم فاوست?/ یوهان ولفانگ فون گوته، ترجمه م.آ.به آذین، 1376، صفحه
ا[b]ین کتاب باشکوه و تنها وتنها با ترجمه اسدلاه مبشری باید خوند!توصیه منو جدی بگیرید.البته اگربا کارخای گوته اشنایی داشته باشید منظورم درک میکنید.اسداله مبشری تونسته لحن واحساس گوته وبیانن کنه[/b] [i]ای فلسفه و ای حقوق ای فلسفه، افسوسا! و ای علم حقوق و ای دانش پزشکی و نیز ای الهیات مبهم و تاریک، من با پشتکار و شکیبایی و با دقت فراوان به استقصای شما توفیق یافته ام، اما اکنون، اکنون من، ناخردمندی زبون، با معرفتی همانند معرفت روزگار گذشته. آری، من خویشتن را فرزانه می نامم و ده سال است پیروان خود را به دلخواه هر سو می کشم و هر چند که از همة مردم، از دانشمندان پلید و از مجتهدان و نویسندگان و رهبانان جهان، به رازهای طبیعت بیشتر واقف ام، اما آشکارا می بینم که هیچ رازی از رازهای جهان را نمی توانم گشود. فاوست?/ یوهان ولفانگ گوته، ترجمه اسدالله مبشری، 1360.صفحه 86 افسوس! فلسفه، حقوق، طب، وتو نیز الهیات ملال آور ،شما را من، با شور و شکیبایی، به حد اکمل آموخته ام: و اکنون من ام این جا، دیوانة بینوا، که از خرد و فرزانگی همان قدر برخوردارم که پیشتر بوده ام. درست است که عنوان دکتر و استاد دارم و ده سال است که شاگردانم را، این جا و آن جا به دلخواه خود می برم. خوب می بینم که ما قادر به شناخت هیچ چیز نیستیم فاوست?/ یوهان ولفانگ فون گوته، ترجمه م.آ.به آذین، 1376، صفحه[/i]
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.